غضنفر میره ترکیه،جیبشو میزنن...میگه واگذارتون کردم به کلید اسرار!!
ارسال شده در 10 روز پیش توسط TOOFAN - گزارش تخلف
یه روز از گوسفنده میپرسن چه ماشینی دوست داری میگه ببببببببببببببببببببببنز
غضنفر میره ترکیه،جیبشو میزنن...میگه واگذارتون کردم به کلید اسرار!!
یه روز از گوسفنده میپرسن چه ماشینی دوست داری میگه ببببببببببببببببببببببنز
یه روز به غضنفر میگن یه دهچرخ پر از پول بهت بدن با هاش چه کار می کنی میگه 3000بدین خالیش می کنم
سه تا دیوونه ان تستشون میکنن ببینن خوب شدن یانه یه سیب میارن بهشون نشون میدن میگن این چیه؟؟؟ اولی میگه پرتقاله ...میگن وضعت بده دوباره همونجا نگهش میدارن دومیم میگه پرتقاله اونم مثه اولی نگهش میدارن سومی میگه سیبه...میگن افرین مرخصی...میره بیرون پشت پنجره زیون در میاره میگه درو
یروز به خره میگن چرا گوشات بلند میگه هرخوشگالی یک ایرادی داره
غ گفتم پرتقالههههههه
یه روز به غضنفر میگن یه دهچرخ پر از پول بهت بدن با هاش چه کار می کنی میگه 3000بدین خالیش می کنم
یه روز دوتا دختر همدیگر رو توی تاکسی میبینند. اولی میگه نامزدت چطوره گفت :ما دیگه نامزد نیستیم. گفت بهتر اوزی از خود راضی. گفت ما دیگه نامزد نیستیم عروسی کردیم
غضنفر ازدواج میکنه میره دکتر میگه دکتر بچه دار نمیشم دکتر میگه چند ساله ازدواج کردی میگه 15 روز دکتر میگه پدر سگ مگه زود پز خریدی
حیف نون پاش خواب میره روش پتو میندازه
بنده خدایی داشته بچشو به قصد کشت میزده ازش میپرسن مگه چیکار کرده که اینطور میزنیش مرده میگه فردا کارنامشو میاره و من نیستم
سه نفر کم عقل سوار تاکسی می شن. راننده بدون اینکه حرکت کنه بعد از چند دقیقه میگه رسیدیم. اولی پیاده میشه و کرایه میده دومی هم همینطور. سومی پس گردن راننده میزنه و میگه: هی یارو از این به بعد اینقدر تند
اقا جدیدا نمیشه از کسی سوال برسید یه روز داشتم میرفتم کلاس حسابی دیرم شده بود به یه دختره گفتم ساعت چنده گفت اول با مادرم حرف بزنید بعداگفتم هان مردم اه فکرکنم اگه یه سوال طولانیتر میگفتنم میگفت با اجازه بزرگترها بله
رانندگی نکنی ها
به غضنفر میگن یک تصویر غمناک بکش غضنفر یک نون بربری سوخته می کشهغضنفر قاضي ميشه، يكي ميره پيشش ميگه من از همسايه ام شكايت دارم، يه من گفته گه نخور!! غضنفر هم ميگه: غلط كرده، برو بخور
غضنفر میاد خونه هی تند تند آب میخوره، زنش میگه: غضنفر چی شده چرا اینقدر آب میخوری؟ غضنفرمیگه: همه بهم میگن لهجهام خیلی غلیظه، آب میخورم خوب بشه
تركه تو قسمت كامپيوتر استخدام ميشه! آخر روز اول، رئيسه ازش میپرسه: خوب، امروز چیکار كردی؟ تركه میگه: هيچی؛ كليدهای كيبورد نامرتب بودن، بترتيب الفبا مرتبشون کردم!
از غضنفر میپرسن: نظرت راجع به مار چیه؟ میگه: حیوون خیلی خوبیه! اما حیف که همش دمه
دکتر به مریض: من یک خبر بد و یک خبر خوب برای شما دارم! مریض: آقای دکتر خبر بد چیه؟ دکتر: اینه که شما ایدز گرفتین. مریض: و خبر خوبتون چیه؟ دکتر: اینه که شما آلزایمر هم دارین بنابراین بزودی یادتون میره که ایدز دارین